الشيخ أبو الفتوح الرازي
136
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و بنزديك ما هر كه چهار زن آزاد دارد ، نشايد كه او بنزديك يكى از ايشان دو شب مقام كند الَّا به رضاى ديگران . و چون سه زن دارد ، دو شب بر دو كس باشد ( 1 ) و دو شب بر يكى ( 2 ) . و اگر دو زن دارد ، شبى بر يكى باشد و سه شب بر يكى ، براى آن كه او را چهار زن حلال است ، چون نكرده است از اوست ( 3 ) . و چون زنى آزاد و زنى برده به عقد نكاح دارد ، دو شب بر زن آزاد باشد و يك شب بر زن برده . و امّا آن را كه به ملك يمين دارد ، او را با زن آزاد قسمت نباشد ، و چون بر زنى بكر عقد بندد ، شايد كه او را در قسمت زيادت كند در اوّل حال به سه شب تا هفت شب . و چون به قسمت بر زنان رود ( 4 ) ، خلوت كردن لازم نباشد او را ، بل ( 5 ) به اختيار او بود ، و مكروه است كه عزل كند از زن آزاد مگر به دستورى ( 6 ) او ، و با كنيزكى كه به ملك يمين دارد او را بود ( 7 ) كه عزل كند ، رضا و اذن او ( 8 ) معتبر نيست . و حكم اهل كتاب از جهودان و ترسايان كه مرد مسلمان ايشان را به زنى دارد ، حكم پرستار باشد كه معقود عليها باشد ، و بنزديك شافعى فرق نباشد ميان زن آزاد مسلمان و ميان اهل ذمّه در اين باب ، أعنى قسمة اللَّيالي . * ( فَإِنَّ اللَّه كانَ غَفُوراً رَحِيماً ) * ، خداى تعالى غفور و رحيم بوده است ، آمرزندهء گناه و بخشايندهء خلقان است . * ( وَإِنْ يَتَفَرَّقا ) * - الاية ، و اگر چنان كه ( 9 ) بنسازند ( 10 ) زن و شوهر با يكديگر ، مرد تسويه نكند يا راغب نباشد در او ، و ( 11 ) زن دل خوش نكند ، آنگه جدا شوند از يكديگر به طلاق ، خداى تعالى هر دو را مستغنى بكند از يكديگر به فضل و رحمت خويشتن ( 12 ) ، و هيچ دو را ضايع نگذارد و روزى باز نگيرد . * ( وَكانَ اللَّه واسِعاً حَكِيماً ) * ، و خداى تعالى فراخ عطا بوده است و حكيم ، دهنده است ، و آنچه دهد به حكمت دهد چندان كه
--> ( 1 ) . مر : دو شب پيش دو زن باشد . ( 2 ) . مر : و يك شب بر يكى . ( 3 ) . مر دو شب . ( 4 ) . مر : برود . ( 5 ) . اساس : اوايل ، مت : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . مر : مگر به رضا دادن . ( 7 ) . مر : رسد . ( 8 ) . مر ، لت : رضا دادن او . ( 9 ) . آج ، لب ، مر : چنانچه . ( 10 ) . مت ، آج ، لب : نبسازند . ( 11 ) . مر : يا . ( 12 ) . آج ، لب ، لت : خويش .